خرید بک لینک
سلام به همه . بلاخره دیروز حموم و دستشویی با اتفاق کفبازی پسرها تموم شد و ما الان منتظران واقعی بهار هستیم . برنامه فعلا همون کیشه ولی تا دقیقه نود معلوم نیست مقصد بشه کیش یا قشم. اصولاهرتصمیمی همسر بگیره تا 99 درصد طبق اون برنامه میشه و همسرکیش رو میگه. این روزها روزهای خوبیه و همسر همچنان شاد می باشد و به طبع پسرهاو همسرشان نیز شاد می باشند . خدارو شکر . یه جرقه هایی برا پستم خورده .ایشالا اینور عیداونم درستشه . انشا اللهاومدم یه گزارش کوتاه بدم و برم.

برچسب: بوی عیدی,بوی عیدی فرهاد,بوی عیدی بوی توپ فرهاد,بوی عیدی بوی توپ,بوی عیدی آکورد,بوی عیدی فرهاد متن,بوی عیدی بنیامین,بوی عیدی فرهاد دانلود,بوی عیدی از فرهاد,بوی عید, نویسنده: لیلا قاسمی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 15:47

چقدر دلت به درد میاد قلبت تیر می کشه وقتی می بینی پدر مادر خواهر و برادرت اینقدر درحقت بیمهری می کنن . چه حس بدیه به یکیشون اعتمادمیکنی می بینی از همون داری میخوری . چه حس بدیه وقتی می بینی اونها دلشون اصلا باتو نیست و خیلی خیلی دوره. ایکاش ایکاش اینقدراحساس بدی نداشتم . چقدراحساس غریبگی !! اونوقت من من من هرچی هست ونیست رو میگم اونوقت اون ع و ض ی ها بامن اینجورین و مارمولک بازی درمیارن . به یه چیز معتقدم که خدا نون قلب هرکسی رو میزاره جلوش . اینه که ارومم می کنه . گاهی وقتا با خودم که تنها میشم احساس خشنب ودن خودم رو ریشه یابی میکنم ! من ازون اول مورد ت

برچسب: مارمولک بازیگران,مارمولک بازی,مارمولک بازی نکن بد میبینی,مارمولک بازیلیسک,بازی مارمولک اسکار,بازیگر مارمولک,بازیهای مارمولک ها,بازیگرزن مارمولک,فیلم مارمولک بازیگران,دانلود بازی مارمولک اسکار برای کامپیوتر, نویسنده: لیلا قاسمی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 15:46

سلام

مدتی بود که مهد و خودم حس میکردم مهد یکم بی خیالی طی میکنه .حس خوبی نداشتم . بلاخره دکتر - نوار مغزی - مرکز مشاوره و نهایت یه سری بازی با کلی هزینه

یه روزکاری میکنه و بازی ها رو خوب انجام میده و بعضی روزها هم تو مودش نیست .

این کشو قوسهاگذشته و من خیلی این مدته غر زدم

خواب شبانه پسرها بهتر شده و منو همسر بسان خرس میخوابیم . همه چیز داره اروم اروم پیش میره .

خدایا خیلی بهت تشکر بدهکارم . خدایا متشکرم

برچسب: خوشحالم,خوشحالم سیاوش شمس,خوشحالم من بیباک,خوشحالم که هستی,خوشحالم که دارمت,خوشحالم سیاوش,خوشحالم که رفتی,خوشحالم محمد علیزاده,خوشحالم که خوشحالی,خوشحالم که برگشتی, نویسنده: لیلا قاسمی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 15:46

سلام . این روزها داره خدا رو شکر خوب میگذره . دو شب اقامت شبانه به همراه بچه ها تو باغ داشتیم . مسافرت و در پی تعویض خونه و جشن تولد و ... که به روایت تصویر اپلود میکنم طی یکی دو روز .

برچسب: این روزها,این روزها که میگذرد جور دیگرم,این روزها هم میگذرد,این روزها که میگذرد,این روزها اینگونه ام,این روزهای من,این روزها که میگذرد هر روز,این روزها حال خوشی ندارم,این روزهایم به تظاهر میگذرد,این روزهااا, نویسنده: لیلا قاسمی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 15:46

نمی دونم ازکی ننوشتم قرار شد با عکس بیام ولی هرکاری کردم عکسها آپلود نشد که نشد دوست دارم از روزمره ها بنویسم . از اول امسال کلی داستانهای مختلف داشتیم . کلی مثل تولد پسر تو باغ و ماجراهایی که داشت و غرهایی که از خواهر شوهر شنیدم . ماجرای سفر به رشت وشرکت درمسابقات شنای وزارت نیرو و کسب مدال و احساس غروری که پسر در حال مدال گرفتنم داشت . برنامه رفتن همسر به مسابقات ورزشی ونبودن 8 شب که تو این10 سال اتفاق نیفتاده بود و هنوز ادامه داره اتفاقهای خوبی برام بودکه نفهمیدم 5 ماه مثل برق وباد رفت . ولی یه چیز کوچولو و شاید خیلی بزرگ

برچسب: شهریور 95, نویسنده: لیلا قاسمی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 15:46

روزجمعه مصادف با 20 شهریور قراربودراه بیفتیم ساعت 8 صبح ازخونه زدیم بیرون . سرراه حلیم رو گرفتیم رفتیم خونه پدر همسر.حلیم رو دیدن خوشحال شدن هرچندسفره صبحانه حاضر بود اونم بهش اضافه شد. رفتیم صبحانه رو با اونا خوردیم.همه خوشحال بودیم . بعد از صرف صبحانه تند تند وسایل اونارو گذاشتیم تو ال نود . بعد از اتمام بله ! ال نود پنچر شده است . همسر سوار بر وانت شده و لاستیک رو برد . ساعت شده بودنه و نیم . پدر همسر بالای مودار داشت انگور می چید تا با خودمون ببریم . خلاصه یه بار زاپاس رو بنداز دوباره زاپاس رو جاشبذار و هی شل کن سفت کن (کلی وسیله بذار بالا بذار پایین )ساعت 1

برچسب: نویسنده: لیلا قاسمی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 15:46

صفحه بندی